كريستين امانپور، گزارشگر ايراني ـ آمريكايي مشهور «سي.ان.ان» در دهه 90 ميلادي كه در گزارشهايي به ستايش از جنگجويان «القاعده» پرداخته و از آنان به عنوان «مبارزان راه آزادي» نام برد، اكنون در گزارشي با نام «جنگجويان خدا»، با در هم آميختن اطلاعات جسته و گريخته از رويكردهاي گوناگون سه دين «اسلام، مسيحيت، و يهود» به بزرگنمايي خطر اسلام و ايران پرداخته است.
به گزارش خبرنگار «بازتاب»، هفته گذشته، تلويزيون «سي.ان.ان»، مجموعه سه بخشي جنگجويان خدا را که حاصل هشت ماه سفر کريستين امانپور به هفت کشور در چهار قاره جهان بود پخش کرد. مستند شش ساعته جنگجويان خدا که برگزيدهاي از صدها ساعت برنامه و فيلم ضبط شده بود، يکي از جذابترين و پربينندهترين برنامههاي چند سال اخير «سي.ان.ان» بوده است که البته با انتقادات شديدي از سوي مسلمانان و مسيحيان روبهرو شد.
مسيحيان از اين بابت که در کنار افراطيهاي يهودي و القاعده مورد بررسي قرار گرفتهاند و مسلمانان نيز به دليل اينکه گروههاي تروريستي و مخربي مانند القاعده در کنار مبارزاني مانند حماس و حزبالله و رزمندگان جبهههاي جنگ ايران و عراق قرار گرفتهاند، به اين برنامه انتقاد كردند. اختصاص سه برنامه دو ساعته به طور مساوي و قرار دادن و همسان کردن يهوديت که تنها پانزده ميليون پيرو دارد، در برابر دين اسلام که بيشتر از يک ميليارد و مسيحيت که بيشتر از دو ميليارد پيرو دارد، نيز انتقاد ديگري بود که مطرح شده است.

اين مجموعه در سه بخش دو ساعته، به موضوع افراطگرايي در يهوديت، اسلام و مسيحيت ميپردازد؛ بازگشت به مذهب حتي در جوامع لائيک و نقش بسيار مهمي که اين جنگجويان يا معتقدان به سه دين ابراهيمي در تغيير حوادث جهان و نقش عميقي که اعتقادات ديني بر فکر و انديشه و زندگي روزانه جنگجويان دارد و تأثير و نقشي که اين باورمندان بر حکومتهايشان دارند و همچنين اقدامات ماوراي قانون و مخالفتهاي آنان با دستورها و فرامين حکومتي کشورهاي خود را به تصوير ميکشد تا زوايايي را که تا کنون از ديد بينندگان پنهان مانده است، روشن کند.
در اين مستند، آنچه راجع به مسلمانان افراطي گفته ميشود و بحث تروريسم به اصطلاح اسلامي، نکته تازهاي نيست، زيرا امانپور پيشتر در دو برنامه مستند «پا به پا بدنبال بن لادن» و مستند «جنگ داخلي» اين موضوع را به تصوير کشيده است.
بنا بر اين گزارش، اما در بحث مسيحيت، تصاوير اجتماع بيش از 24 هزار نفر از جوانان مسيحي بتل کراي براي اعلام آمادگي به منظور مبارزه با مفاسد جامعه لائيک و مصاحبههاي مربوطه و نقش عميقي که کليسا در زندگي سياسي و اجتماعي آمريکا بازي ميکند، موضوعاتي بود که براي ما شرقيها تا حدودي پوشيده مانده بود. موضوع خانوادههاي مسيحي که در اعتراض به مظاهر جامعه لائيک و ارزشهاي غربي مانند سکس، سقط جنين، تزلزل خانواده و مواد مخدر، مدارس رسمي را تحريم كردهاند و فرزندان خود را در مدارس خانگي آموزش ميدهند، همانقدر جذاب است که تحريمکنندگان مسلمان در کشورهاي لائيک. در آمريكا نزديك به نيم ميليون كليسا وجود دارد و پانزده کانال تلويزيوني کليسايي جهاني، تنها به زبان انگليسي برنامه پخش ميکند و تنها يک شبکه جهاني اسلام به زبان انگليسي به تبليغ اسلام ميپردازد.
در بخش مسيحيت، مصاحبه با رهبران مشهور کليساي انجيلي صهيونيستي مانند پيتر هيگ، روسله جانسون و اسکاربروگ، جالب توجه است، به ويژه که هيگ، همان فردي است که در کتاب خود پيشبيني کرده بود در سال 2006 اعراب (به علاوه ايران) به کمک روسيه به اسرائيل حمله ميکنند و سرانجام ايران و روسيه نابود ميشود و اين همان جنگ «آرماگدون» است.
شايد در همين راستا، تهاجم اسرائيل به لبنان آغاز شد و در آن بيشتر از 3400 رهبر فرقه انجيلي (ايوانجليست) موسوم به «مسيحيان دوباره تولّد يافته» از پنجاه ايالت آمريکا براي اعلام پشتيباني و جمعآوري کمک و نيرو براي اسرائيل و حمايت از جنگ به نيويورک رفته و از کارگزاران دولت آمريکا تقاضا نمودند که تمام تلاش خود را براي دفاع از اسرائيل به کار برد.

«پاستور جان هيگ» که رهبر بزرگترين تله انجيلي (کليساي تلويزيوني) جهان است، ميگويد: روحالقدس فلسطين را به يهوديان اعطا کرده و مسيحيان به ويژه آمريکا، وظيفه الهي دارند از يهوديان حمايت كنند و رهبري جنگ را بر عهده گيرند تا رهبري هزار ساله جهان پس از آرماگدون به زعامت آمريکا پيش رود.
جان هيگ پيشتر گفته بود: جنگ پيشگيرانه عليه ايران و حزبالله يک وظيفه انجيلي است.
او ميگويد: ما براي کمک به اسرائيل، يک لابي به مراتب قدرتمندتر از لابي يهودي ايپاک در آمريکا تآسيس کردهايم، زيرا ايپاک، تنها نماينده شش ميليون يهودي است، اما جمعيت ما انجيليها هشتاد ميليون نفر است.
35 نفر در بخش مربوط به اسلام مورد مصاحبه قرار گرفتهاند. در مصر و اردن، چهرههايي از اخوانالمسلمين در ايران، ميتوان از رفعت بيات (نماينده مجلس و کانديداي رياست جمهوري دور قبل)، معصومه ابتکار، شيرين عبادي، آيتالله يوسف صانعي، شادي قديريان، علي لاري، عبدالله رضايي و محمد رضايي مصاحبه كرده است.
امانپور ميگويد: ما به ايران، به عنوان کشوري نگاه ميکنيم که دکترين شهادت از آنجا ريشه ميگيرد. صحنههايي از انقلاب ايران و درگيريهاي خياباني، صحنههايي از جنگ ايران و عراق و شهداي جنگ به نمايش گذاشته ميشود.
هر مادري هنگامي كه خبر کشته شدن فرزندش را بشنود، ناراحت ميشود، اما مادر شهيدي ميگويد: شهادت براي ما يک افتخار است. ما از شهادت فرزندمان خوشحال شديم.
امانپور: شما يك مادر هستيد و پسر سيزده ساله خود را به جبهه فرستاديد، شما دو پسر خود را از دست داديد، چگونه توانستيد اين كار را بكنيد؟
مادر امير: پسرم وقتي كه داشت به جنگ ميرفت، من هرگز برايش گريه نكردم و اصلا خوشحال بودم و اگر با رفتن مخالفت ميكردند، عصباني ميشدم.
امانپور: آيا دين تا اين حد در زندگي شما اهميت دارد؟
مادر امير: در جنگ عاشورا سر يكي از پيروان امام حسين(ع) را از بدنش جدا كردند و جلوي مادرش انداختند، اما او سر را برداشت و به طرف آنان انداخت و با شهامت گفت: آنچه من در راه خدا ميدهم، پس نميگيرم. اسلام تا اين حد براي ما اهميت دارد.