تيتر مشترك اكثر روزنامههاي امروز به گزارش 16 مركز اطلاعاتي آمريكا درباره صلحآميز بودن برنامه هستهاي ايران اختصاص دارد. در اين گزارش تاكيد شده است ايران از سال 2003 برنامه توليد سلاح اتمي نداشته است.
عناوين نخست مطبوعات اين موضوع خبري را تحت پوشش قرار داده است كه اشاره به برخي از آنها خالي از لطف نيست.
قدس نوشت: گزارشي كه مثل توپ صدا كرد!
همشهري نوشت: بوش زير فشار رسانهها.
جوان تاكيد كرد: جنگطلب مات شد.
جامجم نوشت: توفان اطلاعاتي بر پيكر دولت بوش.
ايران نوشته است: شوك به كاخ سفيد.
اعتماد ملي آورده است: اعتراف به 4 سال هياهو عليه ايران.
دنياي اقتصاد نوشت: چرخش آمريكا در برابر ايران و بالاخره، اعتماد از زمينهسازي براي توافق بزرگ، خبر داد.
به نوشته مطبوعات: بالاترين نهاد امنيتي، جاسوسي آمريكا كه متشكل از 16 سازمان اطلاعاتي اين كشور از جمله سيا است در يك گزارش امنيتي، اتهام پيشين خود عليه برنامه هستهاي ايران را پس گرفت و اعتراف كرد كه اين برنامه در مسير غيرنظامي پيش ميرود. اين نهاد اطلاعاتي با همان درجه از قاطعيت، از صلحآميز بودن برنامه هستهاي ايران خبر داده كه دو سال پيش با همين درجه از اطمينان، ادعاي متفاوتي را مطرح كرده بود.
در ابتداي گزارش شوراي ملي اطلاعات آمريكا تاكيد شده است كه اين نهاد در راس سازمانهاي جاسوسي و ناظر بر فعاليتهاي آنها و نيز به عنوان مشاور اصلي رئيسجمهور آمريكا و شوراهاي امنيت ملي و داخلي عمل ميكند.
دولت بوش پس از انتشار اين گزارش به طور ناگهاني كليه كنفرانسهاي خبري روزانه خود را در كاخ سفيد لغو كرد و استفان هادلي، مشاور امنيت ملي رئيسجمهور امريكا را براي توجيه خبرنگاران فرستاد كه با موجي از انتقاد از سوي رسانهها مواجه شد. تحليل اكثر رسانههاي حاضر در اين كنفرانس مطبوعاتي اين بود كه توجيهات وي براي گزارشهاي متناقص بسيار ناشيانه بود.
اعتماد از استقبال ايران از اين گزارش خبر داد و نوشت: ايران ضمن استقبال از گزارش سازمان ملي برآوردهاي امنيتي آمريكا اعلام كرد كه اين گزارش را سندي مبني بر صلحآميز بودن برنامه هستهاي خود ميداند. سخنگوي دولت ايران، گزارش جامعه اطلاعات جاسوسي آمريكا را اعتراف آمريكاييها به اشتباهاتشان در قبال مساله هسته اي ايران خواند و خواستار جبران خسارات ناشي از اين اشتباهات شد.
اعتماد ملي در سرمقالهاش نوشته است: اين گزارش در زماني كه گروه 1+5 خود را آماده اعمال تحريمهاي جديد عليه ايران ميكند، از معنايي دوگانه برخوردار است. از يك سو نشاندهنده تصميم نهايي آمريكابراي صرفنظر كردن از گزينه نظامي حداقل در ماههاي منتهي به ژانويه تا مي است و از سوي ديگر متضمن حمايت بنيادين از افزايش سطح تحريمها عليه ايران براي منصرف كردن ايران به زعم خودشان از بلندپروازيهاي هستهاي است، اما عليرغم تحليل دوگانه نهادهاي امنيتي آمريكا، نبايد فراموش كرد كه صرف توقف تلاش ايران براي دستيابي به سلاحهاي اتمي در سال 2003 از آن دست ادعايي است كه نميتوان در نفي و يا اثبات آن صفبندي نمود.
آمريكايي ها نشان دادهاند، در دشمنسازي و وارونه جلوهدادن شرايط رقيب استادند. 50 سال مبارزه در دوران جنگ سرد و خلع مشروعيت تمام نهادها و آثار اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي و خبرگي نهادهاي رسانهاي و امنيتي، به سازمان سيا و ديگر نهادهاي همطراز آمريكا آموخته است، چگونه ميتوان از هيچ، همه چيز و از كاه، كوه ساخت. در حالي كه ماه ژانويه از راه ميرسد و رقابتهاي انتخاباتي آمريكا وارد مرحله نهايي خود ميشود، بهنظر ميرسد آمريكاييها در دو جبهه خود موقعيت خود را مطلوب دانسته و حداقل در شرايط فعلي، جهموريخواهان، دولت خود را نيازمند ريسك بزرگتري نمييابند.
تهران امروز و جمهوري اسلامي، نگاهي متفاوت به اين رخداد خبري دارند.
تهران امروز در سرمقاله خود با عنوان شتابزدگي ديپلماتيك نوشت: در داخل كشور متاسفانه واكنشهاي مثبت شتابزدهاي را نسبت به اين گزارش، حتي از زبان بالاترين مقامات دولتي و ديپلماتيك شاهد بوديم.
مانند گزارش چندي پيش البرادعي كه يكسره مثبت خوانده شده و حتي رئيسجمهور محترم دوپهلو بودن آن را نيز رد كردند. حال آنكه گزارش البرادعي مانند هميشه به همكاريها و نقاط روشن فعاليتهاي ايران نگاه حداقلي و گذار داشت و به ابهامهاي آژانسهاي اطلاعاتي غربي و ادعاهاي اثبات نشده نگاه حداكثري و پايدار... اينك همان رفتار عاميانه و شتابزده با گزارش البرادعي، در مورد گزارش شوراي ملي اطلاعات آمريكا نيز تكرار ميشود. گويي مديران ارشد اجرايي نميدانند كه افكار عمومي را ميتوان از طريق رسانهها هم كنترل كرد و نيازي به خرجكردن از اعتبار مقامات رسمي نيست.
همچنين به نظر ميرسد شتابزدگي در مواضع، رفتارهاي آماتورگونه ديپلماتيك و عدم شفافيت و ارائه تحليل درست از ماهيت اين گزارشها، در آينده ما را با مشكلاتي مواجه خواهد كرد. حال اينكه انتظار ميرفت چالشهاي سنگين سالهاي گذشته بايد ديپلماسي ما را ورزيدهتر كرده باشد.
در سرمقاله جمهوري اسلامي هم آمده است: تقسيم فعاليت هاي اتمي ايران به دو دوره قبل و بعد از 1383 با اين قيد كه در دوره اول، اين فعاليت ها با رويكرد توليد سلاح اتمي بوده و در دوره دوم اين رويكرد كنار گذاشته شده يك شيطنت است . اين شيطنت مي تواند براي ايران خطرناك باشد و آنچه را دولتمردان آمريكا ديروز و به دنبال انتشار اين گزارش مطرح كرده اند به افكار عمومي جهان القا نمايد. در آنصورت دولت آمريكا مي تواند به بهانه اينكه جلوگيري از بازگشت ايران به رويكرد نظامي در فعاليت هاي اتمي نيازمند ادامه فشار به دولتمردان ايراني است سياست خصمانه خود عليه ايران را ادامه دهد و راهي را كه براي تصويب سومين قطعنامه ضد ايراني در شوراي امنيت سازمان ملل در پيش گرفته است ادامه دهد... آنچه در مقطع كنوني براي دولتمردان جمهوري اسلامي ايران اهميت دارد اينست كه اولا از اين گزارش به عنوان يك اعتراف صريح به غير نظامي بودن فعاليت هاي هسته اي ايران بهره برداري نمايند و ثانيا بااستفاده از اختلافات موجود ميان دو حزب عمده آمريكا يعني دموكرات ها و جمهوريخواهان و رقابت شديد آنها در آستانه انتخابات رياست جمهوري فعاليت هاي ديپلماسي خود را تقويت نموده و ضمن تلاش براي روشن نمودن افكار عمومي جهان درباره صلح آميز بودن فعاليت هاي هسته اي خود تلاش هاي دولت بوش براي سياسي كردن پرونده ايران را خنثي كنند و مانع تصويب قطعنامه سوم شوراي امنيت شوند و براي انتقال پرونده از شوراي امنيت سازمان ملل به آژانس بين المللي انرژي اتمي تلاش نمايند. اين هدفي است كه با تدبير و بهره برداري از تجربيات گذشته قابل دسترسي است .